مسافرت

سلام  من چند روز است که در شهرستان رفسنجان هستم . آن جا خیلی خوب است  مامانم من  را آنجا فرستاده است خداحافظ   بای بای 

اولین روزنامه من


لاک پشت من

من یک لاک پشت دارم ، من پارسال که به مسافرت شمال رفته بودم آن را در شالیزار پیدا کردم.

من لاک لاک پشتم را با لاک ناخن صورتی و نارنجی رنگارنگ کرده ام. بعضی وقتها که به پارک می روم آنرا در پاکت می گذارم و با خودم به پارک می برم. وقتی لاک پشت را به پارک می برم یه عالمه دوست پیدا می کنم

ما لاک پشت را در باغچه خانه مان نگهداری می کنیم برای او یک طشت بزرگ پر از آب در باغچه گذاشته ایم تا هر وقت خواست شنا کند. البته او تنبل است و بیشتر وقتها می خوابد.

راستی اسمش لاکی است.

بای بای

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

وبلاگ من

چرا تو وبلاگ نظر نمیدین هان

دو 2

من پر از دو هستم ،دو تا دست ، دو تا پا، دو تا چشم، دو تا گوش، دو تا از همه چی.

همه جا پر از دو است.

کلاغ دو تا قارقار می کند.

دوچرخه ام دو تا چرخ دارد.

من پله ها را دوتا یکی بالا می روم.

اسم کوچه ما کوچه دوم است.

دو قابلمه روی گاز است.

امروز دو تا خاله هایم آمده ام.

بابا دو بار در خانه می زند.

تقویم روی میز هم، دوم تیر را نشان می دهد.

همه میریزند سرم و دو تا بوسم مس کنند.

امروز تولدام است.

این داستان را از سروش کودکان انتخاب کردم امیدوارم خوشتان بیاید.